قايقي خواهم ساخت...!
قايقي خواهم ساخت،
خواهم انداخت به آب.
دور خواهم شد از اين خاك غريب
كه درآن هيچكسي نيست كه در بيشه ی عشق
قهرمانان را بيدار كند...
***
...قايق از تور تهي
و دل از آرزوي مرواريد،
همچنان خواهم راند.
نه به آبي ها دل خواهم بست
نه به دريا - پرياني كه سر ازّب بدر مي آرند
و در آن تابش تنهايي ماهي گيران
مي فشانند فسون از سر گيسوهاشان....
***
....پشت درياها شهري است
كه در آن وسعت خورشيد به اندازه چشمان
سحر خيزان است.
شاعران وارث آب و خرد و روشني اند.
***
پشت درياها شهري است!
قايقي بايد ساخت
سهراب سپهری
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۸۸ ساعت 12:42 توسط احسان
|
... در پس پنجره ام می گرید